در حال پخش
مختار ثقفی که از جنگ و جهاد کناره گرفته است، در گندمزارهای پربار مدائن به زراعت مشغول می‌شود. تا آنکه دوست جنگجو و ایرانی‌اش کیان، به ملاقات او آمده و برایش از غم و غربت امام حسن مجتبی (ع) می‌گوید؛ امامی که سرداران دور و نزدیکش او را تنها گذارده و به بهای زر و زیور معاویه، خیانت پیشه کرده‌اند. با ادامه یافتن ظلم‌های معاویه و بی‌وفایی مردم نسبت به اهل‌بیت (ع)، واقع عاشورا رخ می‌دهد و مختار به خونخواهی سید و سلار شهیدان قیام می‌کند . . .
مشاهده صفحه
بعدی
حاج فتاح سلطانی مرد متمولی است که در اثر یک سانحه، دچار مرگ مغزی شده و قدم به عالم دیگری می‌گذارد. او در حالیکه در بین مرگ و زندگی دست و پا می‌زند، با ملکی همراه می‌شود که از دوران کودکی‌اش با او بوده‌است. در این سفر، حاج فتاح به خاطر کارهای خیر و دعاهای اطرافیانش، فرصت می‌یابد تا در زمانی که هنوز رشته حیاتش قطع نگردیده است، اشتباهات گذشته‌اش را جبران نماید . . .
مشاهده صفحه