در حال پخش
نقی، گچ‌کار زبردستی که محل کارش در تهران است؛ با قبولی همسرش در دانشگاه تهران، تصمیم می‌گیرد تا پیش از سال نو، از روستای علی‌آباد به تهران مهاجرت نماید. او علاوه بر خانواده خود‌، بابا پنجعلی را در این سفر با خود همراه کرده و سوار بر کامیون پسر خاله‌اش به منزل جدیدشان اسباب‌کشی می‌کند. با آغاز این سفر، ماجراهایی شروع می‌شود. زمانی که آنها به خانه جدیدشان در تهران می‌رسند، با جسم بی‌جان صاحب‌خانه قبلی رو به رو شده و ...
مشاهده صفحه
بعدی
دکتر محسنی که در پزشکی قانونی کار می‌کند، دوست دارد دخترش سوسن با خواهر زاده‌اش کامبیز ازدواج کند. اما سوسن که به این ازدواج علاقه‌ای ندارد، با راهنمایی مادرش در صدد پیدا کردن و معرفی یک خواستگار دیگر برمی‌آید و به این ترتیب پای پسری به نام مسعود به داستان باز می‌شود و . .
مشاهده صفحه